تبلیغات
خط می زنم پس هستم.... - دیدیم،حالا یه كم بخندیم!!

نیمچه دکتر آذری

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :فاطمه
تاریخ:یکشنبه 21 شهریور 1389-12:27 ب.ظ

دیدیم،حالا یه كم بخندیم!!

  سلام....

 داشتم فكر میكردم دیگه از چی بنویسم!رسیدم به اینكه از این فیلمای ماه رمضون كه یه ماهمونو پركردن بگم گرچه قبلا میخواستم از فاصله ها بگمو فرصت نشد....

چیزایی كه تو این پست مینویسم نظرات شخصیمه آمیخته با طنز!شما هم اگه خواستین تو نظراتتون تایید،تصحیح یا تكذیب!كنید.

از جراحت شروع میكنم:

فیلمی كه خیلی خوب شروع شد وخوب ادامه پیدا كرد ولی تهش چی؟؟؟؟فیلم هندی!همه به خواسته هاشون رسیدن،از همه مسخره تر اون صحنه بود كه ملیحه به شوهر سابقش لبخند زد و بـــــــــــــــــــله!!شیطونه می گفت پاشم شیشه تلویزیونو بشكنم دست كنم توشو همشونو خفه كنم!!(ببینم آدما تو تلویزیونن دیگه؟!:دی)

من موندم چرا تو این فیلما همه به همه چی میرسن؟!بعد میگن این یه فیلم اجتماعیه!مردم خودشون اینا رو تو زندگیه واقعی لمس میكنن!!آره مشكلات تو فیلم واسه هر خونواده ای ممكنه پیش بیاد ولی واقعا تو زندگی واقعی ما به هرچی كه می خوایم میرسیم؟؟!!

نقطه اخلاقی:دیدین دیگه انسی میگفت:اسماعیل همه كسه منه،من همه كس اسماعیلم!ولی خبر نداشت اسماعیلش تو فكر یكی دیگه است!پس خیلی هوای طرفتونو نداشته باشین كه ممكنه تنبونش 2تا شه!

 

اما درباره ملكوت:

اینكه یه كارگردان بخواد مضامین دینی و ماورایی رو به تصویر بكشه نیت قشنگیه،ولی باید دید آیا موفق بوده یا نه؟من بیشتر از همه از بازی رضا رویگری(سرمست)خوشم اومد مخصوصا نوع كت پوشیدنش!اولین قسمتاشو كه دیدم بیشتر به نظرم مضحك اومد تا یه فیلم ماورایی و جذاب! با اون جلوه های ویژه ی....بهتره تلویزیون ایران صبر كنه هر وقت به اصل تكنولوژی جلوه های ویژه رسید ازش استفاده كنه!تا ما این همه به جای فیلم كارتون(انیمیشن) نبینیم! این فیلم یه تكرار بود از سریالهای "روز حسرت" و "اغماء" و "او یك فرشته بود" و ....داشتم فكر میكردم این فیلما یه بخش عظیمی از اعتقاداتمو بردن زیر سوال!مثلا ما معتقدیم شیطان فقط با وسوسه نفس انسان میتونه گمراهش كنه نه؟ولی آیا واقعا تو او یك فرشته بود و اغماء اینو نشون داد؟!به نظرمن هركس دیگه جای دكتر پ‍‍ژوهان بود حتما گمراه میشد هركس دیگه ای....

حالا بیخیال چقدر حاشیه رفتم!!این برزخ رفتن فتاح وقتی مرگ مغزی شده بود و بین دنیا و آخرت گیر كرده بود خیلی جالب بود!نمیدونم كارشناسای مذهبی این فیلم از كجا اینا رو آوردن!!

ولی انصافا یه تیكش خیلی واسم جالب بود،همونجا كه فرشته(كوروش تهامی)به فتاح میگه باید دنبال یه عمل خوب بگردی كه فقط واسه خدا انجامش دادی تا بریم برزخ.منم یه خورده فكر كردم ببینم اگه از من اینو بپرسن چی میگم؟! بی تعارف میگم:هیچی پیدا نكردم،هیچی واسه خدا نداشتم،انگار یه كوه غصه گذاشتن رو دلم....

قسمت دومش یادتونه؟!گودرز(علی اوسیوند)داشت تو برزخ جوشكاری میكرد!مگه تو دنیا راننده كامیون نبود؟؟تو برزخ از كجا یاد گرفت جوشكاریو؟!اینجا بود كه من به یه نتیجه مهم رسیدم!:

جوانان عزیز اگه نرخ تورم بالاست،اگه نرخ بیكاری بیداد میكنه!غصه نخورین!شماها كه به اون دنیا هم اعتقاد دارین امیدوار باشین تو اونجا به خودكفایی و یك شغل آبرومند خواهید رسید!شاید فرشته های متخصص یادتون بدن!!اما ما داروسازا كه خیلی نگران آینده شغلیمون تو این دنیا نیستیم!میتونیم امیدوار باشیم تو اون دنیا بهمون آزمایشگاه میدن واسه كار!مجهز بودنشم لابد بستگی به میزان اعمال صالحمون داره!!

نتیجه اخلاقی:اگه آدم خوبی باشی،تو اون دنیا كوروش تهامی گیرت میاد!واگه مثه سرمست شدی آدم بده از اون شوالیه های تاریكی!

سرمست یه روش نوین واسه كت پوشیدن یاد آقایون  داد!منم قراره مانتومو اون شكلی بپوشم!

و بالاخره در مسیر زاینده رود:

 

هیچی به ذهنم نمیرسه!اولش خیلی جذاب شروع نشد ولی میتونم بگم رفته رفته خیلی بهتر شد اگه هم سطح با جراحت نبوده باشه كمترم نیست ولی متاسفانه من نتونستم قسمت آخرشو ببینم!یه تاثیر گنده كه رو من داشت این بود كه:تا چند ساعت بعد از فیلم من لهجه اصفهانی میگرفتم!حتی با لهجه اصفهانی فكر میكردم

اگه یادتون باشه شبی كه "انسی"-جراحت- تو اتوبان سرشو از ماشین آورد بیرونو داد زد مامان مهران-در مسیر زاینده رود-جلوی زاینده رود جیغ زددقیقا همون شب!اون شب نمیدونین من چقدر هوس داد زدن كرده بودم!گویا داد كه میزنی همه مشكلات حله،گوشاتونو بگیرین اینجا تنها جاییه كه میتونم جیغ ویغ كنم!

 ولی وقتی فهمیدم مسعود،مجیده(قصه های مجید)كلی ذوق كردم!واسه خاطرات كودكی،گرچه بچگی هاش دوست داشتنی تر بود!

نتیجه اخلاقی:چه میدونم شما اگه خواستین بگین من كه آخرشو نفهمیدم!

 


پی نوشت:

1-اگه واقعا این فیلما قرار باشه فرهنگ سازی كنن وای به حالمون....

2-از اونجایی كه مامانوبابای من چند وقت یه بار بهشتو واسه هم حواله میكنن!بعد از اینكه ملكوت تموم شد،مامانم به بابام گفت تو مثله فتاح جات تو بهشته!خواهر كوچولوم پرید وسط حرفشونو در حالی كه با تعجب به مامانم نگاه میكردپرسید:یعنی بابا قبل از تو یه زن دیگه هم داشت؟؟!!(اشاره به فتاح و آفاقو شریفه!!)

3-حتما فهمیدین كه این تری جونز احمق آمریكایی به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر دعوت به قرآن سوزی كرده،از شما كه دارین این پستو می خونین خواهش میكنم الان برای نابودی این كشیش عوضی و امریكا و تمام دشمنان اسلام 3بار سوره توحیدو به نیت ختم قرآن بخونین....





نوع مطلب : دل نوشته 

feet complaints
شنبه 25 شهریور 1396 10:44 ب.ظ
I'm extremely impressed with your writing
skills and also with the layout on your blog. Is this a paid theme
or did you modify it yourself? Either way keep up the excellent quality writing, it is rare to see a nice blog like this one today.
foot complaints
شنبه 18 شهریور 1396 06:17 ق.ظ
Asking questions are in fact good thing if you are not
understanding something completely, however this
post provides nice understanding even.
How long do you grow during puberty?
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:49 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this article!
It is the little changes that will make the greatest changes.

Thanks for sharing!
How do you stretch your Achilles?
جمعه 13 مرداد 1396 07:36 ق.ظ
If some one wants expert view regarding blogging then i recommend him/her
to pay a visit this weblog, Keep up the fastidious work.
How we can increase our height?
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:56 ب.ظ
Hi there, after reading this amazing article i am as well happy to share my knowledge here with friends.
دانشجوی پزشكی
جمعه 26 شهریور 1389 11:03 ب.ظ
كلآ فیلمای ماه رمضون امسال رضایت بخش نبودن ! باید یه طنز از عطاران میومد.
پسر قد بلند
سه شنبه 23 شهریور 1389 11:16 ب.ظ
چقدر دیر به دیر از این مطالب جالب میذاری
من هر روز سر میزنم به وبلاگت ولی دست خالی برمیگردم
من که طبق معمول هر روز آپم خوشحال میشم
یک سر یزنی
پسر قد بلند
سه شنبه 23 شهریور 1389 11:13 ب.ظ
چقدر دیر به دیر از این مطالب جالب میذاری
من هر روز سر میزنم به وبلاگت ولی دست خالی برمیگردم
من که طبق معمول هر روز آپم خوشحال میشم
یک سر یزنی
علی علیزاده
سه شنبه 23 شهریور 1389 09:26 ب.ظ
سلام
متاسفانه من هیچکدام را ندیده ام
پاسخ فاطمه : چیز خیلی مهمی رو از دست ندادین....
اکبر
سه شنبه 23 شهریور 1389 06:42 ب.ظ
اسم فیلم های هندی بد در رفته سریالای ما از اونا بدترن اینقدر این افراد مجهول الهویه رو بزرگ نکنیم
پاسخ فاطمه : واقعا بیچاره هندیا!!
sahar
سه شنبه 23 شهریور 1389 05:25 ق.ظ
tv injoriye:
har sal badtar az parsal!!!!!!!!
sahar
سه شنبه 23 شهریور 1389 05:23 ق.ظ
tv injoriye:
har sal badtar az parsal!!!!!!!!
كوثر
دوشنبه 22 شهریور 1389 09:14 ب.ظ
eeee mesle inke eshtebah shode be zaher masihi bud manzuram
كوثر
دوشنبه 22 شهریور 1389 07:57 ب.ظ
قشنگ بود پستت!!!
قبل از همه اینجانب از همین جا آرزوی مرگ میكنم برای اون حیوان های به ظاهر آدم و به ظاهر مسلمان اما بعد...به نظر من اسم جراحتو باید میذاشتن مصیبت نامه
ملكوتم كه محمد رضا با بازی جنگی خودش آباد كرده بودحركت دستاش به قول خودمون برام مغازه شده بود ولی از سامان خیلی خوشم اومد از اون بچه با مراما بود البته نمیدونم اگه دختر داییش نبود بازم اینكارو میكرد یانه!!
در مورد در مسیر زاینده رود اولا به زور نگاه میكردم ولی از قسمت 4 به بعد نمیتونستم صبر كنم تا فردا آخه حاج بهزادو خیلی خیلی دوس داشتم حتی بیشتر از جومونگ!!!!
پاسخ فاطمه : اگه حركات دست حاجی واسه تو توچان شده بود،كت پوشیدن سرمست واسه من پاساژ بود!
آخ بمیرم یكی پیدا شد تو بیشتر از جومونگ دوستش داشته باشی!ای وای اللاه!:دی
دکتر نوید
دوشنبه 22 شهریور 1389 04:47 ب.ظ
در صدا و سیما واقعا بر روی مسایلی که به آموزش نیاز دارند، کار نمی شود.

مثلا در صدا و سیما ازدواج موقت رو تبلیغ نمی کنند...
در صدا و سیما راه کار برای جوانان آموزش نمی دهند....

در صدا و سیما ازدواج زود هنگام را تبلیغ نمی کنند... و تمام فیلم هایی که تا بحال دیده ایم بر این اساس بوده که...
" ای جوان اگر زود ازدواج کنی...بدبخت می شوی..."
در صورتی که اگر جوان ازدواج نکند به خودارضایی کشیده خواهد شد...

در صدا و سیما به مسایل چالش برانگیز رسیدگی نمی شود...
چون بررسی مسایل در این زمینه زحمت می خواهد....



کار و تلاش هم از ما ایرانی ها دور است... بنابراین می شود همین برنامه های بعد از افطار ایران...
پاسخ فاطمه : درسته حرفاتون ولی خیلی خوبه كه ازدواج موقتو تبلیغ نمی كنه!بدبخت میشیم كه!:دی
دکتر نوید
دوشنبه 22 شهریور 1389 04:41 ب.ظ
چون وزارت ارشاد و صدا و سیما به محتوای ادبی کاری ندارد....
چون این نهاد ها فیلم ها و سریال ها رو از جنبه ی "سیاسی و مذهبی" بررسی می کنند...
و مثلا به این فکر نمی کنند که آیا این سریال از لحاظ آموزشی غنی هست یا نه....

طرز تهیه ی یک سریال این هست که...
صدا و سیما به تهیه کننده پول می دهد...
و تهیه کننده هم به سناریونویس پول می دهد و به او می گوید که "یه چیزی بنویس..."
به او می گوید:"برای تزئین کار چند تا زن بگذار.... و به مسایل جنجالی هم اشاره نکن..."

از همین رو تمام محصولات کلیشه ای می شود...
اگر کارگردانی پیدا بشود که اینگونه کار نکند.....
یا تهیه کننده پیدا نمی کند...
یا فیلمش اکران نمی شود...
یا اصلا مجوز نمی گیرد...
پاسخ فاطمه : آهان خودتون جواب میدین!
موافق بیدم....
دکتر نوید
دوشنبه 22 شهریور 1389 04:31 ب.ظ
سوال:چرا در تلویزیون ایران فقط فیلم های اجتماعی پخش میشه..؟
چرا سریال ها همه اعصاب خورد کن و اجتماعی هستند...؟؟؟
چرا سریال آموزشی نداریم....؟؟؟ در صورتی که ما باید در کشورمون به آموزش مردم اهمیت بدیم...
چرا سریال و برنامه ی طنز وجود ندارد....


چرا سناریو ها همه کلیشه ای و بی مایه هستند...؟؟؟؟
پاسخ فاطمه : همه اینا رو من باید جواب بدم؟!:دی
پسر قد بلند
دوشنبه 22 شهریور 1389 10:44 ق.ظ
سلام
راستش جراحت جالب بود ولی نقد هم داشت اما از دوتا دیگه بهتر بود.
اما ملکوت معرکه بود مخصوصا اونجایی که خوت هم اشاره کردی که گفت یک کار خوبتو بگو من بعد از این که حاجی کلی کارای خوبشه گفت قبول نشد رفتم یک قطعه زمین سر دونبش تو جهنم برای خودم گرفتم آخه میگن زمین گرون میشه دیگه
اما در مورد داروخونه هم میخوام داروخونه خودم تو همون زمینه که گفتم بسازم
آخه داروسازا خوبن همشون میرن بهشت
پس اونجا کسی نیست و من کلی درآمد خوب میشه
در مورد مسیر زاینده رود هم همینو بگم که توی عمرم تا حالا فیلم به این ضایعی و بیمعنی ندیده بودم
یارو برای رضایت دادن میخواد با مادر قاتل پسرش ازدواج کنه
واقعا به کجای این فیلم میشه گفت فیلم فقط هدف ضایع کردن وقت مردم بود
پاسخ فاطمه : زمین جهنم ارزونه باور كنین!
مگه چیه هم اون پیرمرد تنها بود هم مامان مهران،ازدواجشون بامزه بود كه:دی
E-Ray
دوشنبه 22 شهریور 1389 12:45 ق.ظ
سلام ...

در مورد سریال های ماه رمضون فقط بگی نگی در مسیر زاینده رود قشنگ بود ...

اون حاج فتاح که اصلا ارزش نقد رو هم نداره ... من نمی دونم اینا که با پول بیت المال سریال میسازن نباید 4 تا مشاور امور دینی و مذهبی راس و درست داشته باشن ...

این میرفت تو برزخ اونو میدید ... میومد بیرون اینو میدید ... سلام اونو میرسوند ... اون روحش تو زمین ولو بود ... اون یکی به ازرائیل میگفت : چرا لباس بتمن پوشیدی ؟؟؟ ....

در مورد جراحت هم اصلا موضوعش به درد ماه رمضون نمیخورد ... اصلا معلوم نبود چی میخواد بگه ... پیامش چیه ؟؟؟ انگار فقط میخواست بگه " همه چی درس میشه "...

اون در مسیر زاینده رود بازیگراش حرفه ای بودن و پیام هم داشت ... نکوهش غرور و در کنارش هم دست و پا شکسته به بحث دلالی تو فوتبال پرداخته بود ... لهجه ی همشون هم با اینکه بیشتریاشون ادا در می آوردن قشنگ بود

نتیجه گیری اخلاقی : عمرا حالا حالا ها شاهد سریالی مثل " میوه ممنوعه " نیستیم تو تلوزیون

ممنون از پست خوبتون
پاسخ فاطمه : ممنون به خاطر نظر خوبتون....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر