تبلیغات
خط می زنم پس هستم.... - چه خوووووووووووب!!

نیمچه دکتر آذری

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :فاطمه
تاریخ:چهارشنبه 27 مرداد 1389-11:06 ب.ظ

چه خوووووووووووب!!

این جوان طراح چاپ عکس شهدا روی تی‌شرت است

دوست ندارد وقتی همت و چمران و پروفسور حسابی و سهراب سپهری را داریم دنبال فیدل کاسترو، نلسون ماندلا، گاندی و گابریل گارسیامارکز بدویم
 

نگاهش که می‌کنی دلت می‌خواهد بیشتر راجع به خودش بنویسی تا آدم‌هایی که با دست‌های او دوباره زنده شده‌اند، آخر همه می‌دانند همت، باکری، چمران و آوینی که بودند، اما جوانی که در بین طرفداران متعصب این شهدا و آن دوستداران غرب؛ با شجاعت، لباسی که خود طراحی کرده و روی آن نقش «حاج ابراهیم همت» چاپ کرده را بر تن می‌کند و هیچ‌کدام از حرف دو طرف او را نمی‌ترساند.

برای جوان 22 ساله‌ای که محاسن نرم و چشمان پر از نیرویش آدم را یاد جنگ و بچه بسیجی‌های بی‌ادعا می‌اندازد به‌خصوص وقتی از قهرمانانش مثل باکری، آوینی یا جهان‌آرا حرف می‌زند، انرژی‌اش چند برابر می‌شود. برای او چه کاری بهتر از اینکه با توسل به هنرش، آرمانش را هم گسترش دهد. نمی‌خواهد مایی که بزرگ‌ترین قهرمانان را داریم تبلیغ فلان خواننده سیاهپوستی را بکنیم که از هر 10 جمله‌اش نصفش است. دوست ندارد وقتی همت و چمران و پروفسور حسابی و سهراب سپهری را داریم دنبال فیدل کاسترو، نلسون ماندلا، گاندی و گابریل گارسیامارکز بدویم. می‌گوید: شهدا مال همه مردم ایرانند. مال همه آنهایی است که دل‌شان برای یک‌وجب از خاک این زمین مقدس جان می‌دهد. می‌گوید چرا باید تبلیغات‌مان در مورد جنگ و شهدار اینقدر كلیشه‌ای باشد. دوست دارد عکس قهرمانش، سردار شهید محمدابراهیم همت را روی سینه داشته باشد و در خیابان نشانش بدهد و به بقیه بگوید این آرم من است. او «امید سیفی‌مورودی» خودش حالا یك‌پا چهره است.
طراح نی شرتهای قهرمانان جنگ

یکی از غروب‌های سرد تهران در طبقه دوم ساختمانی که پنجره‌اش رو به حیاط کلیسای «سرکیس» خیابان ویلا باز می‌شود، دفتری تبلیغاتی هست که «امید سیفی‌مورودی» در آن کار می‌کند. صبح همان روز قرار ملاقات را گذاشته‌ایم. گفته که در یک فست‌فود با دوستانش طراحی داخلی انجام می‌دهد ولی خودش را برای عصر می‌رساند. حالا پشت در هستیم. در را خودش باز می‌کند. امید و دوستانش که گروه گرافیکی «دکمه» را تشکیل داده‌اند، دوستانی مثل همین «علیرضا کرمی» که توی شرکت کنار «امید سیفی» نشسته است، همگی دانشجوی رشته هنر هستند و در دانشگاه قزوین درس می‌خوانند. آنها با محوریت امید کار نو و تازه‌ای را پایه گذاشتند. طراحی و چاپ تی‌شرت‌هایی با عکس سرداران شهیدی که بزرگی‌شان خیلی بیشتر از آنچه است که تاکنون راجع به‌آنها گفته شده. حدود سه سال پیش دانشجوی جوان دانشگاه مولانای قزوین مقابل کارمندان حراست دانشگاه از تی‌شرت آستین‌کوتاهی که خود او روی آن حروف فارسی چاپ بود، دفاع می‌كرد. آن زمان به یکی از کارمندان گفته بود: «به‌جای آنکه به لباس من که روی آن شعری فارسی نوشته شده گیر بدهید، جلوی آنهایی را بگیرید که روی لباس‌شان فحش به خودشان و دیگران نوشته شده و نه شما معنی‌اش را می‌دانید و نه آنها...» اینها را علیرضا یکی دیگر از اعضای گروه دکمه می‌گوید که به نظر می‌آید هر جا امید سیفی می‌رود، همراهش هست. او می‌گوید: «ما استاد معارفی داشتیم که قرار بود با همکاری ایشان برای تولد شهیدهمت برنامه‌ای در دانشگاه داشته باشیم. قرار بود کیک بگیریم و امید هم همانجا آمد به استادمان گفت می‌خواهد تی‌شرتی با عکس شهید همت چاپ کند اما او خوشش نیامد و گفت این کار بی‌احترامی به شهداست.»
 
امید سیفی مورودی

اما امید سیفی، ثابت‌قدم‌تر از این حرف‌ها به‌نظر می‌رسد: «قبول نکردم و اولین تی‌شرتم که عکس شهید همت را داشت و عبارت HERO (قهرمان) زیر آن نوشته شده بود چاپ کردم و پوشیدم. یکی از دوستانم (حسین غیاثوند) خیلی به من کمک کرد. در واقع سه تی‌شرت دیگر هم طراحی و چاپ کردم. وقتی تبلیغات و برنامه‌های حزب‌الله را در لبنان می‌بینم، حیفم می‌آید که ما جوانان‌مان را با تبلیغات دهه شصتی در مقابل غربی‌ها که به روز عمل می‌کنند، تنها گذاشتیم.»
«امید سیفی‌مورودی»
 
«امید سیفی‌مورودی»

او از واکنش‌هایی که دیده می‌گوید: «یک سالی که من این لباس را پوشیده‌ام، خیلی رفتارهای متضادی دیدم. خیلی‌ها استقبال کردند و این حرکت را دوست داشتند اما خیلی‌ها هم نظری عکس این داشتند. بعضی‌ها مسخره می‌کردند که این چه کاری است و دسته دیگری هم معترض می‌شدند که به چه حقی، عکس شهیدی مثل حاج‌ابراهیم همت را روی لباس انداختم و به تن کردم.»
هر چند ستاد راهیان نور با امید سیفی قرارمدارهای اولیه را برای حمایت مالی این طرح گذاشته اما حرص می‌خورد از اینکه چرا نهادهای بیشماری که ادعای حراست و حفاظت از آرمان و شخصیت شهیدهمت‌ها، چمران‌ها و خیلی‌های دیگر را دارند، پا پیش نمی‌گذارند تا هر جوان ایرانی عاشق قهرمانانش، یکی از این لباس‌ها را به تن کند و با افتخار توی خیابان راه برود: «این آدم‌ها افتخار و نشانه ما هستند. چه اشکالی دارد آرم ما همت، چمران و آوینی باشد. »

امید، آینده این طرح را روشن می‌بیند و با همان لج‌بازی که دوستانش تعریف می‌کنند، می‌گوید می‌دانم روزی می‌رسد که هر جوان عاشق ایران، یکی از این تی‌شرت‌ها را در کمدش خواهد داشت. می‌گوید: «فقط اطلاع‌رسانی می‌خواهد. مگر نه اینکه وقتی بهرام رادان و میترا حجار لباس‌های چاپ نستعلیق را پوشیدند، دیگر هیچ نوجوانی نترسید که به او بگویند لباست جالب نیست. اگر میان ستاره‌های سینمای ما همان کسانی که عاشق شهدا هستند این تی‌شرت‌ها را تن کنند، جو عمومی جامعه بهتر می‌شود. الان همه مرا با تعجب نگاه می‌کنند. مثلا کامبیز دیرباز، پژمان بازغی یا شهاب حسینی که می‌دانم عاشق مردم و خاک ایران هستند این تی‌شرت‌ها را بپوشند، تاثیر خوبی در ذائقه جوانان و نوجوانانی می‌گذارند که شهدای خودمان را بر سینه داشته باشیم، قهرمانان خودمان را...». در نگاهش مثل نامش «امید» وجود دارد. امید به آینده، امید به جایی که بشود هر کسی که عاشق این آدم‌هاست، تی‌شرت‌هایی که او طرح‌شان را ریخته به‌تن کند.
 
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع:تهران امروز - امید توشه
تصاویر:خبرگذاری مهر



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


jeanenesiskin.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 11:22 ق.ظ
Hi! Someone in my Facebook group shared this site with
us so I came to look it over. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this to
my followers! Great blog and amazing design.
How can we increase our height?
جمعه 13 مرداد 1396 08:11 ق.ظ
This piece of writing is truly a nice one it assists new the web users, who are wishing
in favor of blogging.
How can you get taller in a week?
چهارشنبه 11 مرداد 1396 04:53 ب.ظ
Great delivery. Sound arguments. Keep up the good work.
كوثر
سه شنبه 16 شهریور 1389 11:23 ب.ظ
خدا اجرشون بده
محمد
سه شنبه 16 شهریور 1389 05:55 ق.ظ
سلام.
من دنبال شماره این بچه هام که رو پیراهن عکس شهدا گزاشتن اگه ازشون شماره دارید بهم خبر بدید میخوام درباره یک حامی مالی باهاشون حرف بزنم.شماره روابط عمومی من :09374115686 هست آقای علی نژاد جواب گوی شما هستند منتظر تماستون هستند
پاسخ فاطمه : سلام.
متاسفم شماره ای ازشون ندارم.
ایوان
پنجشنبه 11 شهریور 1389 12:15 ق.ظ
نمیدونم چرا وقتی کارایی فرهنگی از این سبکو میبینم یاد این گفته امیرالمومنین(ع)می یفتم!:...«حرف حقی است که اراده ای باطل از آن برمیخیزد»...
پاسخ فاطمه : یعنی می خواین بگین....؟؟!!
شیما
شنبه 6 شهریور 1389 08:34 ب.ظ
خیلی لذت بردم موفق باشی
چیز نیوز
جمعه 29 مرداد 1389 03:50 ب.ظ
سلام همسنگر
خنده دارترین رهنمودهای سبزها درسال89!
به روزم
ممنون از حضورتون
امیرحسین
جمعه 29 مرداد 1389 09:43 ق.ظ
اینقدر شهدا رو غیر واقعی جلوه دادیم که حالا بعضی ها چاپ عکسشون رو ناروا می دونن ، درسته بزرگن اما یادشون نباید دفن بشه ، میشه از اسمشون هم استفاده کرد برای اصلاح جامعه ،به خدا که روحشون هم راضیه
سحر
پنجشنبه 28 مرداد 1389 11:21 ب.ظ
سلام بارون جونم.
باعث افتخارمه.لینکت کردم.
خیلی قشنگ مینویسی.
ivan
پنجشنبه 28 مرداد 1389 02:04 ب.ظ
فونش ست شده با بك !نمیشه خوند.اومدم پیشنهاد بگم شما كه سیاست پیگیرید برید نهاد دانشگاتون بگید من این ویژه نامه های "دفتر مطالعات تاریخ انقلاب اسلامی" رو میخام.یا ثبت نامم كنین فعال فرهنگی سیاسی واسم بیاد!(اگی نمیاد براتون!)مجله فرهنگی سیاسی خفنم "پنجره" رو پیشنهاد میكنیم.(اگی نمیخونید!).همین.موفق باشید
سعید
پنجشنبه 28 مرداد 1389 01:01 ب.ظ
سلام
اومدم بگم اپم
فکر کنم کلا وبلاگتونو عوض کردین
مبارک باشه
سحر
چهارشنبه 27 مرداد 1389 11:36 ب.ظ
خیلی ایده جالبی هست.منم تازگی ها در مورد چمران وچه گوارا میخوام یه مطلبی بنویسم تو همین مایه ها .ما به اسطوره هامون انقدر که باید وشاید بها ندادیم.خوشحالم که اینارو نوشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر